بودایسم
تعریف
بودایسم یا بودیسم یکی از آیینهای قدیمی جهان است که در هند باستان شکل گرفته و با تعالیم شخصی به نام بودا ارتباط دارد. این آیین بیشتر بر اخلاق، کنترول خواستههای نفسانی، کمکردن رنج و رسیدن به آرامش درونی تمرکز میکند.
بودا به معنای «بیدارشده» یا «کسی که به آگاهی رسیده است» میباشد. نام اصلی شخصی که به بودا مشهور شده، در سنت بودایی «سیدارتا گوتاما» است.
بودایسم در آغاز در هند گسترش یافت و بعداً به کشورهای مختلف آسیایی، از جمله سریلانکا، چین، جاپان، تایلند و میانمار راه پیدا کرد.
نکات اساسی
۱. هدف درسی
در پایان این درس، محصل باید بتواند:
- بودایسم را تعریف کند.
- دربارهٔ پیدایش و گسترش آن معلومات بدهد.
- شخصیت بودا و نقش آشوکا را بشناسد.
- کتابهای مقدس بودایسم را معرفی کند.
- چهار حقیقت والا و راه هشتگانه را توضیح بدهد.
- مفاهیم نیروانا و سامسارا را درک کند.
- نقدهای مطرحشده دربارهٔ بودایسم را از دیدگاه عقلی و اسلامی بیان کند.
۲. پیدایش و گسترش بودایسم
بودایسم در هند باستان شکل گرفت. بنیانگذار آن بودا بود که در حدود قرن پنجم قبل از میلاد زندگی میکرد؛ هرچند دربارهٔ تاریخ دقیق زندگی او میان پژوهشگران اختلاف وجود دارد.
بودا در محیطی بزرگ شد که آیینها و باورهای هندو در آن رواج داشت. او دربارهٔ رنج انسان، علتهای رنج و راه رسیدن به رهایی آموزش میداد.
بعد از مرگ بودا، پیروانش تعالیم او را حفظ کردند و این آیین بهتدریج گسترش یافت.
یکی از شخصیتهای مهم در گسترش بودایسم آشوکا، فرمانروای امپراتوری مائوریا در هند بود. او در قرن سوم قبل از میلاد از بودایسم حمایت کرد و به گسترش آن در مناطق مختلف کمک نمود.
بعدها بودایسم از هند به مناطق دیگر آسیا، بهخصوص سریلانکا، آسیای جنوب شرقی، چین، کوریا و جاپان گسترش یافت.
بعضی پژوهشگران بودایسم را بیشتر یک فلسفهٔ زندگی میدانند و برخی دیگر آن را یک دین میشمارند؛ زیرا این آیین علاوه بر اخلاق و فلسفه، دارای مراسم، سنتها و باورهای دینی نیز میباشد.
۳. شخصیتهای مهم بودایسم
بودا (سیدارتا گوتاما): بنیانگذار بودایسم که دربارهٔ رنج، علت رنج و راه رهایی از آن آموزش میداد.
آشوکا: فرمانروای هند باستان که در گسترش بودایسم نقش مهمی داشت و از پیروان و مبلغان آن حمایت کرد.
شاگردان بودا: پس از مرگ او، تعالیمش را حفظ کردند، انتقال دادند و در شکلگیری مجموعههای آموزشی بودایی نقش داشتند.
۴. کتابهای مقدس بودایسم
بودا در زمان زندگی خود کتابی به شکل امروزی برای پیروانش ننوشت. تعالیم او ابتدا بهصورت شفاهی انتقال یافت و بعدها در مجموعههای نوشتهشده گردآوری شد.
یکی از مهمترین مجموعههای متون بودایی تریپیتکه (Tipitaka) است که معنای آن «سه سبد» میباشد.
این مجموعه سه بخش اصلی دارد:
۱. وینیهپیتکه (Vinaya Pitaka): شامل قواعد، نظم و مقررات مربوط به زندگی راهبان و راهبههای بودایی است.
۲. سوتّهپیتکه (Sutta Pitaka): شامل گفتارها، سخنرانیها و تعالیمی است که به بودا و شاگردانش نسبت داده میشوند.
۳. ابهیدمّهپیتکه (Abhidhamma Pitaka): شامل بحثهای تحلیلی و فلسفی دربارهٔ ذهن، تجربه، اخلاق و مفاهیم بودایی است.
تریپیتکه از مجموعههای مهم متون بودایی است؛ اما تمام شاخههای بودایسم تنها از همین مجموعه بهعنوان متن مقدس استفاده نمیکنند.
۵. چهار حقیقت والا
یکی از اساسیترین بخشهای تعالیم بودا، چهار حقیقت والا است.
حقیقت اول: حقیقت رنج
زندگی انسان با رنج، نارضایتی، بیماری، پیری، مرگ و از دستدادن چیزهای مورد علاقه همراه است.
در این تعلیم، منظور این نیست که تمام لحظههای زندگی فقط رنج است؛ بلکه زندگی با نارضایتی و مشکلاتی همراه است که انسان باید آنها را درک کند.
حقیقت دوم: علت رنج
بر اساس تعالیم بودا، میل شدید، وابستگی و خواستن چیزهایی که انسان نمیتواند همیشه به آنها برسد، از علتهای مهم رنجاند.
حقیقت سوم: پایان رنج
بودا آموزش میداد که با ازبینبردن وابستگی و میل شدید، میتوان به رهایی از رنج رسید.
حقیقت چهارم: راه پایان رنج
برای پایاندادن به رنج، بودا راهی را معرفی کرد که به نام راه هشتگانه شناخته میشود.
۶. راه هشتگانهٔ بودا
راه هشتگانه مجموعهای از اصول اخلاقی، فکری و عملی است که در تعالیم بودا برای کاهش رنج و رسیدن به رهایی اهمیت دارد.
این هشت اصل عبارتاند از:
۱. بینش درست: درک درست از زندگی، رنج و علتهای آن.
۲. اندیشهٔ درست: داشتن نیت سالم و دوری از بدخواهی و نفرت.
۳. گفتار درست: پرهیز از دروغ، سخنان زیانآور و بدگویی.
۴. کردار درست: انجامدادن کارهای اخلاقی و خودداری از آسیبرساندن به دیگران.
۵. معاش درست: انتخاب راه درآمدی که بر فریب، ظلم و آسیب به دیگران استوار نباشد.
۶. تلاش درست: تلاش برای کمکردن افکار و رفتارهای نادرست و تقویت رفتارهای نیک.
۷. حضور ذهن درست: توجه آگاهانه به بدن، احساسات، ذهن و تجربههای جاری.
۸. تمرکز درست: پرورش تمرکز ذهن از طریق تمرینهای مراقبه.
این هشت اصل در سه بخش کلی نیز دستهبندی میشوند: اخلاق، پرورش ذهن و شناخت درست.
۷. اصول مهم بودایسم
الف) رنج در زندگی
یکی از اصول اساسی بودایسم این است که زندگی با رنج و نارضایتی همراه است. انسان به چیزهای مختلف وابسته میشود؛ اما هیچ چیز در جهان همیشگی نیست.
برای مثال، انسان ممکن است به مال، مقام، زیبایی یا روابط خود وابسته شود. وقتی این چیزها تغییر کنند یا از دست بروند، دچار ناراحتی میشود.
ب) وابستگی و خواستههای نفسانی
در تعالیم بودا، وابستگی شدید به خواستهها یکی از علتهای مهم رنج دانسته میشود.
بر اساس این دیدگاه، انسان باید خواستههای خود را بشناسد و از وابستگی افراطی به آنها رهایی یابد.
ج) نیروانا
نیروانا (Nirvana) به حالتی از رهایی از حرص، نفرت و نادانی گفته میشود که در تعالیم بودایی پایان رنج و رهایی از چرخهٔ تولد دوباره با آن ارتباط دارد.
در یادداشت استاد، نیروانا به نوعی عدم یا رهاشدن از قید وجود تشبیه شده است؛ اما این تعریف تمام دیدگاههای بودایی را بیان نمیکند. نیروانا در همهٔ شاخههای بودایسم به معنای نابودی کامل انسان یا تبدیلشدن به هیچچیز نیست.
د) سامسارا یا چرخهٔ تولد دوباره
سامسارا (Samsara) به چرخهٔ تولد، مرگ و تولد دوباره گفته میشود.
در بسیاری از سنتهای بودایی، انسانها در این چرخه باقی میمانند تا زمانی که از نادانی، وابستگی و علتهای رنج رهایی یابند.
یک تفاوت مهم میان بودایسم و بعضی دیدگاههای هندوئیزم این است که بسیاری از آموزههای بودایی وجود یک روح ثابت و همیشگی را نمیپذیرند. به همین دلیل، توضیح تناسخ در بودایسم دقیقاً با مفهوم انتقال یک روح ثابت از یک بدن به بدن دیگر یکسان نیست.
۸. نقد بودایسم: انکار مباحث نظری و اعتقادی
در نقدهای مطرحشده در یادداشت درسی، گفته میشود که بودایسم بیشتر بر رنج، اخلاق و روش زندگی تمرکز دارد و در مقایسه با ادیان ابراهیمی، به مباحثی مانند شناخت خداوند، آفرینش جهان و معاد توجه متفاوتی نشان میدهد.
از دیدگاه منتقدان اسلامی، انسان باید دربارهٔ خالق جهان، هدف آفرینش و سرانجام خود نیز شناخت و باور درست داشته باشد.
با این حال، از نظر تاریخی درست نیست که گفته شود بودایسم هیچ بحث نظری و فلسفی ندارد؛ زیرا در شاخههای مختلف آن، مباحث گستردهای دربارهٔ ذهن، شناخت، اخلاق، واقعیت و وجود مطرح شده است.
۹. نقد بودایسم: خداشناسی
در بعضی سنتهای بودایی، اعتقاد به خدای خالق و قادر مطلق، مانند اعتقاد ادیان توحیدی، اساس تعالیم نیست. به همین دلیل، بودایسم معمولاً یک دین خالقمحور به معنای ادیان ابراهیمی شمرده نمیشود.
از دیدگاه اسلامی، وجود خالق یگانه و نیازمندی جهان به الله از اصول اساسی عقیده است. بنابراین، نبودن اعتقاد به خدای خالق در مرکز تعالیم بودایی، یکی از تفاوتهای مهم میان بودایسم و اسلام به شمار میرود.
البته باید توجه داشت که تمام شاخههای بودایسم دربارهٔ موجودات ماورایی و جهانهای معنوی دیدگاه یکسان ندارند. همچنین، نبودن یک خدای خالق در مرکز یک دین لزوماً به این معنا نیست که تمام پیروان آن بهصورت صریح وجود خدا را انکار میکنند.
۱۰. نقد بودایسم: معاد و تناسخ
در اسلام، انسان پس از مرگ دوباره زنده میشود و در برابر اعمال خود حساب میدهد. این باور به نام معاد شناخته میشود.
در بسیاری از سنتهای بودایی، چرخهٔ سامسارا و تولد دوباره مطرح است. این باور با معاد اسلامی یکسان نیست.
منتقدان در یادداشت درسی پرسشهایی مطرح میکنند:
- اگر روح ثابت و همیشگی وجود نداشته باشد، چه چیزی از یک زندگی به زندگی دیگر ادامه مییابد؟
- چه دلیل عقلی و منطقی برای اثبات تولد دوباره وجود دارد؟
- چگونه میتوان مسئولیت اعمال یک زندگی را با زندگی بعدی ارتباط داد؟
این پرسشها از موضوعات مهم در بحثهای فلسفی دربارهٔ هویت انسان و تولد دوبارهاند. در فلسفهٔ بودایی، پاسخهایی بر اساس مفهوم پیوستگی علت و معلول داده شده است؛ اما این پاسخها از دیدگاه اسلامی الزاماً پذیرفته نمیشوند.
۱۱. نقد بودایسم: فردگرایی
در یادداشت استاد، یکی از نقدهای بودایسم این است که تعالیم آن بیشتر بر رهایی فرد از رنج تمرکز دارد و به اصلاح جامعه توجه کمتری میکند.
در برخی سنتهای بودایی، ترک وابستگیهای دنیوی، زندگی راهبانه و فاصلهگرفتن از زندگی معمولی برای رسیدن به رهایی اهمیت دارد.
منتقدان میگویند اگر انسان تنها به نجات فردی خود توجه کند، ممکن است مسئولیتهای اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی او کمرنگ شود.
با این حال، نباید نتیجه گرفت که تمام بوداییان جامعه را رها میکنند یا به دیگران کمک نمیکنند. در بسیاری از شاخههای بودایسم، کمک به دیگران، شفقت، مهربانی و خدمت به جامعه از ارزشهای مهم به شمار میروند.
۱۲. نقد بودایسم: آمیختگی با افسانهها
در تاریخ بودایسم، داستانها و روایتهای گوناگونی دربارهٔ زندگی بودا، تولدهای پیشین او و رویدادهای خارقالعاده نقل شده است.
منتقدان میگویند برخی از این روایتها بر پایهٔ شواهد تاریخی یا استدلال عقلی قابل اثبات نیستند و نباید بدون بررسی پذیرفته شوند.
با این حال، باید میان داستانهای دینی، روایتهای نمادین، آموزههای اخلاقی و ادعاهای تاریخی تفاوت گذاشت. وجود داستان در یک سنت دینی بهتنهایی ثابت نمیکند که تمام تعالیم آن نادرست است.
۱۳. محل گسترش و نفوذ بودایسم
بودایسم در هند باستان شکل گرفت و بعدها در بخشهای مختلف آسیا گسترش یافت.
کشورها و مناطق مهمی که بودایسم در آنها پیروان زیادی دارد یا نقش تاریخی مهمی داشته است، عبارتاند از:
- سریلانکا
- تایلند
- میانمار
- کامبوج
- لائوس
- چین
- جاپان
- کوریا
- ویتنام
- تبت و بخشهایی از آسیای مرکزی
آشوکا در گسترش اولیهٔ بودایسم نقش مهمی داشت. بعدها، راههای تجارتی، سفر راهبان و روابط فرهنگی به انتقال این آیین به کشورهای دیگر کمک کرد.
امروزه بودایسم در کشورهای مختلف جهان پیروان دارد و شاخههای گوناگون آن از نظر فلسفه، مراسم و روشهای عملی با یکدیگر تفاوت دارند.
مثال / کد
برای این موضوع کد برنامهنویسی وجود ندارد؛ اما مثالهای زیر به درک مفاهیم کمک میکنند.
مثال اول: گفتار درست
فرض کنیم شخصی در یک بحث عصبانی میشود؛ اما بهجای توهین و دروغگفتن، آرام صحبت میکند و حقیقت را بیان میکند. این رفتار نمونهای از گفتار درست در راه هشتگانه است.
مثال دوم: وابستگی
فرض کنیم شخصی تمام خوشحالی خود را به داشتن یک وسیلهٔ گرانقیمت وابسته میسازد. اگر آن وسیله از بین برود، ممکن است بسیار ناراحت شود. این مثال نشان میدهد که وابستگی شدید چگونه میتواند باعث رنج شود.
مثال سوم: تمرکز ذهن
شخصی هنگام انجام وظیفه، توجه خود را بر همان کار متمرکز میسازد و تلاش میکند افکار پراکنده را بشناسد و کنترول کند. این کار با مفهوم حضور ذهن ارتباط دارد.
تشریح
برای فهم بهتر درس، این مفاهیم را از هم جدا کنید:
- بودا: شخصی که تعالیم اصلی بودایسم به او نسبت داده میشود.
- تریپیتکه: مجموعهای از متون بودایی که سه بخش اصلی دارد.
- چهار حقیقت والا: آموزشهایی دربارهٔ رنج، علت رنج، پایان رنج و راه رسیدن به پایان آن.
- راه هشتگانه: مجموعهای از اصول فکری، اخلاقی و عملی برای رهایی از رنج.
- نیروانا: رهایی از حرص، نفرت و نادانی و پایان چرخهٔ رنج در تعالیم بودایی.
- سامسارا: چرخهٔ تولد، مرگ و تولد دوباره.
- آشوکا: فرمانروایی که در گسترش بودایسم نقش مهمی داشت.
نکتهٔ مهم این است که بودایسم مانند هندوئیزم یکدست نیست. شاخههای مختلف آن در مورد خدا، روح، تولد دوباره و روش رسیدن به رهایی دیدگاههای متفاوت دارند.
نتیجه
بودایسم یکی از آیینهای قدیمی جهان است که در هند باستان شکل گرفت و بعدها در کشورهای مختلف آسیایی گسترش یافت. بودا، آشوکا و مجموعهٔ متون تریپیتکه از موضوعات مهم در تاریخ این آییناند.
چهار حقیقت والا، راه هشتگانه، نیروانا و سامسارا از مفاهیم اساسی بودایسم هستند. این آیین بر اخلاق، کنترول خواستهها، پرورش ذهن و کاهش رنج تأکید دارد.
از دیدگاه اسلامی، تفاوتهای مهم بودایسم با اسلام در موضوعاتی مانند خداشناسی، معاد و تولد دوباره مطرح میشوند. برای ارزیابی دقیق این آیین باید هم نقدهای عقلی و دینی را شناخت و هم از نسبتدادن یک عقیدهٔ واحد به تمام شاخههای بودایسم خودداری کرد.
اشتباهات رایج
- بودا را نام یک خدا دانستن؛ بودا در اصل لقب به معنای بیدارشده است.
- تصورکردن اینکه بودا شخصاً کتاب تریپیتکه را نوشته است.
- چهار حقیقت والا را با راه هشتگانه یکسان دانستن.
- نیروانا را در تمام شاخههای بودایسم به معنای نابودی کامل وجود دانستن.
- سامسارا را دقیقاً همان عقیدهٔ انتقال یک روح ثابت در هندوئیزم دانستن.
- تصورکردن اینکه تمام بوداییان خدا را بهصورت صریح انکار میکنند.
- گفتن اینکه تمام بوداییان از جامعه فرار میکنند و هیچ مسئولیت اجتماعی ندارند.
- نتیجهگیری اینکه وجود داستانهای دینی بهتنهایی تمام یک دین را باطل ثابت میکند.
- یکی دانستن تولد دوباره در بودایسم با معاد در اسلام.
نکات کوتاه امتحانی
- نام آیین: بودایسم یا بودیسم.
- بنیانگذار: بودا، معروف به سیدارتا گوتاما.
- محل پیدایش: هند باستان.
- شخصیت مهم در گسترش: آشوکا.
- مجموعهٔ مهم متون: تریپیتکه.
- بخشهای تریپیتکه: وینیهپیتکه، سوتّهپیتکه و ابهیدمّهپیتکه.
- چهار حقیقت والا: رنج، علت رنج، پایان رنج و راه پایان رنج.
- راه رهایی: راه هشتگانه.
- نیروانا: رهایی از حرص، نفرت و نادانی.
- سامسارا: چرخهٔ تولد، مرگ و تولد دوباره.
- موضوعات نقد: خداشناسی، تناسخ، معاد، فردگرایی و روایتهای افسانهای.
- محل گسترش: هند، سریلانکا، آسیای جنوب شرقی، چین، جاپان و دیگر مناطق آسیا.